عمیق توافق پاریس انتشار تحقیقات تغییرات آب و هوایی

عمیق: توافق پاریس انتشار تحقیقات تغییرات آب و هوایی اخبار اجتماعی

گت بلاگز اخبار حوادث به نام زدن منزل دومیلیاردی هم نتوانست زن را از قهر با شوهرش منصرف کند

در یکی از روزهای آخر خرداد مردی میانسال به همراه وکیل جوانی وارد شعبه 276 دادگاه خانواده شد.

به نام زدن منزل دومیلیاردی هم نتوانست زن را از قهر با شوهرش منصرف کند

عبارات مهم : فرزند

در یکی از روزهای آخر خرداد مردی میانسال به همراه وکیل جوانی وارد شعبه 276 دادگاه خانواده شد.

به گزارش ایران؛ قاضی «غلامرضا احمدی» مرد را می شناخت. همین یک ماه پیش بود که در پرونده مطالبه مهریه از خودش دفاع کرد. اسمش «امیر» بود، پیمانکار ساختمان. لباس مرتبی به تن داشت، ولی کفش هایش خاکی بودند و می شد حدس زد که از محل کارش مستقیم به دادگاه آمده است.

امیر به محض ورود گفت:«آقای قاضی آمده ام تا دو خودروی شخصی و یکی از خودروهای شرکتم را از توقیف در بیاورم.» قاضی لبخندی زد و جواب داد:«اگر مهریه را بموقع پرداخت کرده بودید این اتفاق نمی افتاد. هرچند این اموال فقط اجازه انتقال به غیر ندارند و شما همچنان می توانید از آنها استفاده کنید. با این حال یک سؤال از شما دارم؟»

به نام زدن منزل دومیلیاردی هم نتوانست زن را از قهر با شوهرش منصرف کند

امیر سرش را به معنای تأیید تکان داد و زیر لب گفت: «بفرمایید.»

قاضی پرسید: «یادم است که در جلسه قبلی گفتید یک منزل به ارزش دو میلیارد تومان به همسرتان داده اید. مهریه ایشان هم که به قیمت روز حدود 80 میلیون تومان می شود. بعد آیا از زیر پرداختش شانه خالی می کنید؟ شما که توانایی پرداختش را دارید.»

در یکی از روزهای آخر خرداد مردی میانسال به همراه وکیل جوانی وارد شعبه 276 دادگاه خانواده شد.

مرد میانسال که انگار منتظر فرصتی جهت حرف زدن بود، شروع کرد و از مشکلاتش گفت. ضمن صحبت هایش اشاره کرد که در روز پیگیری نمی خواسته جلوی همسرش همه چیز را بگوید و ادامه داد: «ما دخترعمو و پسرعمو هستیم. ازدواجمان 25 سال پیش از روی رسوم خانوادگی انجام شد. بعضی ها می گفتند به اصطلاح ناف ما را به اسم هم بریده اند و بعضی دیگر نیز می گفتند فرشته ها عقد ما را در آسمان ها بسته اند. هر چه بود، تازه از خدمت سربازی برگشته بودم که خودم را سر سفره عقد دیدم. «ناهید» دختر خوب و نجیب فامیل، تازه دیپلم گرفته بود.

در خانواده ما مهریه ها سکه طلا و منزل و این چیزها نبود. یک میلیون و 500 هزار تومان نوشتند و ما هم امضا کردیم. البته آن وقت پول زیادی می شد با این حال جهت من که کارگر راحت ای بودم، رقم و عدد اهمیتی نداشت، چون در فامیل ما کسی جرأت نمی کرد حتی اسم طلاق را به زبان بیاورد. یک سال بعد خدا به ما فرزندی داد که در ظاهر مشکلی نداشت، ولی چند ماه بعد معلوم شد عقب مانده ذهنی و حرکتی هست. از آن روز تا به امروز این طفل معصوم روی تخت است و حتی ما را نمی شناسد. ولی من و مادرش دست از مراقبتش نکشیدیم. متأسفانه این مسأله روی روحیه و اعصاب همسرم تأثیر زیادی گذاشت…»

قاضی حرف امیر را قطع کرد و پرسید: «قبل از ازدواج پیش مشاور ژنتیک نرفتید؟»امیر ادامه داد: «ما هیچ چیزی راجع به پرسشها ژنتیکی فرزندانِ ازدواج های فامیلی نمی دانستیم. بزرگترها برایمان تصمیم گرفته بودند و ما هم در اوج جوانی بودیم و اهمیتی به این پرسشها نمی دادیم. بعد از آن تصمیم گرفتیم هر طور شده است فرزند را درمان کنیم. ولی هیچ راهی وجود نداشت. در تمام این سال ها همسرم از روی مهر مادرانه فرزندمان را تر و خشک کرده هست. من هم تلاش کردم زیاد کار کنم و از کارگری به بنایی و پیمانکاری رسیدم و حالا جهت خودم دم و دستگاهی دارم. خدا را شکر، درآمدم هم خوب هست. تنها آرزویم این است که دخترم در زندگی پیشرفت کند و در جامعه آدم موفقی باشد.»

به نام زدن منزل دومیلیاردی هم نتوانست زن را از قهر با شوهرش منصرف کند

قاضی زیر لب «آفرین» گفت و سؤال کرد:«دخترتان مشکلی از نظر جسمی و ذهنی ندارد؟»مرد میانسال پاسخ داد:«10 سال بعد از به دنیا آمدن پسرمان تصمیم گرفتیم دوباره فرزند دار شویم، ولی این بار پیش دکتر رفتیم و بعد از آزمایش های متعدد بالاخره دخترمان به دنیا آمد که خوشبختانه هیچ مشکلی ندارد و بسیار باهوش است تا حدی که امسال شاگرد اول مدرسه شد.»

قاضی رو به وکیل کرد و گفت:«ظاهراً مسئله پیچیده ای در زندگی این زوج وجود ندارد. من از شما به عنوان وکیل همسرشان تقاضا می کنم زمینه آشتی و صلح میان آنها را برقرار کنید.»

در یکی از روزهای آخر خرداد مردی میانسال به همراه وکیل جوانی وارد شعبه 276 دادگاه خانواده شد.

وکیل جوان که تا آن لحظه ساکت بود و به حرف های امیر و قاضی گوش می کرد، گفت:«راستش من با این زوج فامیل هستم و تا به حال تلاش کرده ام به سازش میان این همسران کمک کنم. ولی متأسفانه پرسشها اندکی میان آنها وجود دارد که باید با کمک مشاوران خانواده و روانشناسی بتدریج حل و فصل شود. فکر می کنم بیماری فرزند این زوج تاب و توان آنها را کم کرده است.»

امیر هم بلند شد و گفت:«دو سال پیش همسرم قهر کرد و به منزل پدرش رفت. بهانه اش این بود که خیلی کار می کنم. مدتی از هم دور بودیم تا اینکه بزرگترها جلسه گذاشتند و از من درخواست کردند جهت دلخوشی همسرم یکی از آپارتمان های ساخته شده است را به نامش سند بزنم. قبول کردم و دوباره جمع خانواده چهار نفره ما دور هم جمع شدند. ولی امسال بهانه تازه ای پیدا کرده و مهریه اش را درخواست کرده هست. باور کنید من حاضرم مهریه همسرم را تمام و کمال بپردازم ولی دوست دارم به منزل برگردد…»

به نام زدن منزل دومیلیاردی هم نتوانست زن را از قهر با شوهرش منصرف کند

قاضی به امیر قول داد در جلسه بعدی با همسرش صحبت و او را راضی به بازگشت به منزل کند. درعین حال از او و وکیل جوان خواست تا ناهید را جهت مراجعه به یک مشاور راضی کنند.

واژه های کلیدی: فرزند | فرزندان | خانواده | اخبار حوادث

دانلود


دانلود فایل ها

نویسنده : getblogs